![]() |
![]() |
|
| نشریه دانشجویی ایران 1404 |
|
جنبش دانشجویی و فاصله ی تا آرمان ها
نگاهی گذرا بر آنچه که تاریخ جنبش دانشجویی نام دارد، نمایانگر فراز و فرود های بسیاری در این جریان است. آرمانگرایی ، عدالت محوری، دفاع از وطن و ... محورهای اصلی و بنیادین جنبش دانشجویی در آغاز تعریف می شدند. نام دانشجو با نام ملت گره خورده بود، زیرا خواسته ی او جدای از آنها نبود و بعضا مشارکت های مردمی در حمایت از خواسته های این قشر به معنای مهر تاییدی بر ادعای مذکور به حساب می آمد. بی شک 16 آذر 32 را باید به منزله ی نقطه عطفی در تاریخ جنبش دانشجویی کشور دانست چرا که پس از تاسیس دانشگاه تهران (1313)، روند جنبش دانشجویی به تدریج و پس از طی دوران نوپایی خویش، خواسته های خود را با آرمان های متعالی و مردمی موجود بیش از گذشته تطبیق داده و این چنین می شود که شانزدهم آذر ماه 32 را به یاد جان فشانی سه دانشجوی ایرانی در راه خواسته های آرمانی خویش، روز دانشجو می نامند و این همان است که شریعتی از آنها تحت عنوان 3 آذر اهورایی یاد می کند ... سیر مذکور تا قبل از پیروزی انقلاب نیز با فراز و فرودهایی همراه بوده است و البته دراین نوشتار مجالی برای تفصیل آن وجود ندارد اما آنچه در این میان کمتر مورد تردید دانشجو و دانشگاه قرار گرفت را باید آرمانگرایی دانست.در این مدت هر طیف و گروهی اعم از مسلمان یا غیر مسلمان بر آنچه تاکید داشتند دفاع از وطن و عدالت خواهی بود، هر چند ممکن بود روش های تشکل های مذکور در رسیدن به هدف خویش دارای تفاوت های فاحشی باشد اما در آن برهه از زمان این امر به منزله ی فساد و بیماری این جریان به شمار نمی رفت و قطعا تبیین پیروزی انقلاب اسلامی نیز بدون در نظر گرفتن نقش جنبش دانشجویی، نمی تواند نگاهی جامع و درست تلقی گردد. از دیگر نقاط اوج اثرگذاری و جریان سازی جنبش دانشجویی را باید تسخیر سفارت آمریکا دانست که در آن زمان به دست گروهی از دانشجویان موسوم به «دانشجویان پیرو خط امام» شکل گرفت، اما انقلاب فرهنگی را که اندکی پس از این ماجرا آغاز گشت را باید سرآغاز افول و عدم تحرک جنبش دانشجویی دانست. البته وقوع جنگ تحمیلی را نیز باید در همین راستا ارزیابی نمود چرا که با آغاز جنگ تحمیلی 8 ساله ی ایران و عراق و جلب توجهات داخلی (آحاد ملت) به مسئله ی جنگ ، طبیعی به نظر می رسید تا توجهات گذشته به مسائل دیگر از جمله جنبش دانشجویی کمرنگ تر گردد. دوران 8 ساله ی کارگزاران سازندگی نیز در حالی آغاز گشت که جنبش دانشجویی کشور در اوج رکود خود به سر می برد. از طرفی جنگ 8 ساله و تقریبا یک صدایی اکثر دانشجویان پس از پیروزی انقلاب هم مزید بر علت بود. البته در این رابطه افرادی هم چون محسن میردامادی (دبیرکل فعلی جبهه مشارکت) معتقدند سیاست های خاص دولت 8 ساله هاشمی رفسنجانی و عدم اجازه دخالت در سیاست در دوران مذکور توسط دیگر اقشار جامعه، اصلی ترین علت رکود و سکون این جریان به شمار می رفت و البته همین نکته را نیز باید مقدمه ای برای جمع شدن پتانسیل جنبش دانشجویی و شاید هم انحراف آن دانست. انجمن های اسلامی که از سال ها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت های خویش را تحت افکار بزرگانی چون مطهری، طالقانی، شریعتی و ... ادامه داده بودند و نقش بی بدیلی را در پیروزی انقلاب ایفا کرده بودند تا پایان دوران 8 ساله ی کارگزاران نیز تقریبا با همان معیار های گذشته ی خویش، یعنی آرمانگرایی اسلامی و بر مبنای عدالتخواهی به کار خویش ادامه می دادند، هر چند که این فعالیت ها بیش از یک دهه بود که در انفعال نسبی به سر می برد. ولی جریان دوم خرداد 76 را باید مبنای تغییر و تحولاتی عمده در فرآیند جنبش دانشجویی کشور دانست چرا که پس از این رویداد انجمن های اسلامی وابسته به دفتر تحکیم وحدت در سراسر دانشگاه های مطرح کشور، با تغییر رویکردی آشکار نسبت به گذشته و هم چنین تغییرات عمده در آرمان های خویش فضای جدیدی را وارد گفتمان دانشجویی کشور نمودند که تا پیش از این بی سابقه بود. از طرفی دیگر تشکل های دیگردانشجویی نیز در پاسخ به این رویگردانی از آرمانها، فعالیت های خود در عرصه های گوناگون را با روندی تازه تر و سرعتی بیشتر آغاز کردند و نفس تازه ای در جریان جنبش دانشجویی کشور دمیده شد. البته شرح و بسط فرآیند های پس از این ماجرا و به خصوص چند دستگی ها و اختلافات بوجود آمده ی در بین شاخص های دفتر تحکیم وحدت، خود داستان مفصلی است که باید جداگانه مورد واکاوی قرار گیرد. اما همان طور که از 16 آذر 32 به عنوان یکی از مثبت ترین نقاط عطف جریان جنبش دانشجویی یاد می شود، باید از دوم خرداد 76 به عنوان نقطه عطفی تحت عنوان «تحرک در عین افول» یاد کرد. تحرک به این معنا که سخن گفتن از هر دری(!) و توهین به هر چیزی به خصوص مقدسات مذهبی تحت عنوان «آزادی بیان» رایج گشت و افول نیز به این معنا که به تدریج همان آرمانگرایی که علت بوجود آمدن جنبش دانشجویی تلقی می گشت آرام آرام به تاریکی سیر می نمود. این جریان تا جایی پیش رفت که جدای از افرادی که با مغرضانه، هر گونه سخنی را در توهین به مقدسات مذهبی و نظام جمهوری اسلامی بیان می کردند، گروهک های غیر قانونی دیگری موسوم به حافظ منافع سوسیالیزم و سرمایه داری نیز در دانشگاه ها اظهار وجو کردند. متاسفانه این جریان فاسد امروز تا جایی ادامه پیدا کرده است که نام جنبش دانشجویی با ضرب و شتم و خشونت و فحاشی توام گشته وبی شک این روال با آرمانگرایی اصیل جنبش دانشجویی فرسخ ها فاصله دارد... در حالیکه مقام معظم رهبری بارها بر وظایف دانشجو و جنبش دانشجویی چه به صورت کلی و چه جزیی تاکید کرده اند و کارهای اصلی جنبش دانشجویی حقیقی و اصیل را حول محورهایی از جمله عدالت خواهی، آرمانگرایی، جنبش نرم افزاری و تولید علم بومی، هوشیاری در مقابل دسیسه ها و تکمیل نکردن پازل دشمن و ... دانسته اند، اما برخی تحرکات مسموم که تحت عنوان «جنبش دانشجویی» نیز مطرح می گردد، نشانگر تکاپوی بی حد و حصر دشمن برای تکمیل برنامه های خویش و استفاده ی ابزاری از دانشجویان سطحی نگر و احساسی و در اکثر اوقات نیز بسیاری از دانشجونما هاست. این جریانات امروزه در حالی دم از آزادی بیان، دموکراسی، حقوق بشر و ... می زنند که عملکردشان کمترین همخوانی با شعارهای مطروحه ی شان ندارد. گروهک هایی که امروز دم از آزادی بیان می زنند گویا خیلی علاقه ای به یادآوری برخی وقایع سال گذشته و دانشگاه امیرکبیر را ندارند که در حالیکه نماینده ی تشکل هایشان در مقابل هزاران دانشجو و شخص رییس جمهور در حال سخنرانی بود، عکس احمدی نژاد را چگونه به آتش کشیدند و این در حالی بود عاملا آن روز توهین به رییس جمهور پس از آن واقعه با آزادی کامل به کار خویش ادامه دادند اما باز هم این احمدی نژاد بود که مورد خطاب شعار مرگ بر دیکتاتور قرار گرفت! به نظر می رسد وقایع سال گذشته دانشگاه امیرکبیر حتی در حد همان نمونه ای که ذکر آن رفت، رفراندوم خوبی بود تا مشخص شود که آیا اصلا مدعیان آزادی بیان ، صلاحیت طرح چنین شعاری را از جانب خود دارند؟ کسانی که از جنبش دانشجویی فقط یک چیز را (آن هم به غلط) درک کرده اند و آن تبدیل شدن به میلیشیای دشمن و کامل کردن خواسته های اوست و شاهد این مدعا نیز هم اکنون افرادی همچون علی افشاری و اکبر عطری (اعضای سابق انجمن های اسلامی وابسته به دفتر تحکیم وحدت) بوده و هستند که در حال حاضر تحت حمایت های مالی شدید آمریکا و اسراییل در ایالات متحده به سر برده و در روز سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا، با حضور در پای سخنان وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی (که همزمان با سخنرانی احمدی نژاد و در تحریک دانشجویان برای اغتشاش در مراسم سخنرانی رییس جمهور برگزار شد) از هر آنچه که برای زیر پا گذاشتن عزت و اقتدار ایران و نظام اسلامی در توان داشتند دریغ نکردند. گویا تناقضات داعیه داران حقوق بشر و دموکراسی رو به پایان ندارد! چرا که امروز در هر تجمع و شورشی که رد پایی از این افراد در آن دیده می شود، درب دانشگاه و یا یک نگهبان، عکاس و و خبرنگار باید تاوان دهنده ی هنرنمایی های مدعیان حقوق بشر باشند! آنچه امروز و برای هر دانشجوی فهیم و آگاه، کاملا بدیهی و مسلم گشته است، تجلی اوج لمپنیسم و پوچ گرایی در جبهه ی داعیه داران آزادی بیان است! کسانی که سال گذشته و در حالیکه نماینده شان مقابل رییس جمهور شروع به ایراد سخنان خود نمود، در پاسخ به این حرکت عکس رییس جمهور را آتش زدند و او را دیکتاتور خواندند و امسال نیز به بهانه ی واهی دیگری و در بیرون از سالن، اقدام به ضرب و شتم دانشجویان دیگر، نگهبان، عکاس، خبرنگار و شکستن درب دانشگاه کردند. افراطیونی که امروز از سوی بسیاری از دانشجویان دیگر که حتی ممکن است با افکار رییس جمهور مخالف باشند نیز مورد طرد قرار گرفته اند و آنچه که همگان را در توصیف افراد خاطی به نقطه ی اشتراک می رساند استفاده از لفظ «لمپن»، در توصیف این عناصر ساده، احساسی ، ابزار دست و بی فکر است. آری! این چنین است که تنها با گذشتن نیم قرن از روزی که آن را به پاس عدالت خواهی و آرمانگرایی 3 دانشجوی ایرانی، روز دانشجو نامیدند تا آرمان های مورد مطالبه ی جریان اصیل دانشجویی در تاریخ مثبوت بماند، امروز سارقان نام جنبش دانشجویی، دست به افتخار آفرینی های بزرگ زده! و شکستن درب دانشگاه و ضرب و شتم دیگران از نقاط درخشان کارنامه ی عملکردشان به حساب می آید! و ناخود آگاه چنین انحرافی در آنچه که جنبش دانشجویی می خوانندش، تداعی کننده ی بیانی از مقام معظم رهبری است که در اولین روز آذر ماه هفتاد و هشت و در جمع دانشجویان دانشگاه شریف فرمودند:
« ... يكى از آفات حركت دانشجويى اين است كه عناصر و مجموعههاى ناباب به آن طمع بورزند و بخواهند از آن سوءاستفاده كنند...» |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 20:10 توسط شورای سردبیری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نشریه دانشجویی ایران 1404
دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران (ورودی های 85) صاحب امتیاز : امیر حسین ثابتی مدیر مسئول و سردبیر : محمد امیر خوش صحبتان زیر نظر شورای سیاستگذاری و اعضای هیئت تحریریه |
| پیوندهای روزانه |
|
توهین به کردها در نشریه ی شهروند امروز آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 اردیبهشت 1386 |
| پیوندها |
|
نجفی و خوش صحبتان امیر حسین ثابتی حامد زمانی جواد حقگو |
|
RSS
|